من اگر رفتنی بودم شروع نمیکردم که بخواهم حالا دنبال بهانه ای باشم برای رفتن.


رفتن که کاری ندارد میتوانی باشی ولی در اصل رفته باشی میدانی چه جوری؟ فقط کافیست عادی باشی و سرد،

  کافیست تمام نگاه هایت پر باشد از ترحم و دلسوزی و نه دوست داشتن... کافیست جسمت باشد ولی روحت جایی که باید باشد نباشد. رفتن که فقط به این نیست که دیگر جسمت کنار دیگری نباشد، فقط کافیست دیگر نبینی بی تابی اش را، دنبال بهانه باشی تا نگیری دستش را با تمام احساست، دنبال بهانه باشی تا نبوسی اش و دیگر مثل قبل تر ها در آغوش نگیری اش،  آنوقت یعنی رفته ای...


حالا من دنبال بهانه برای رفتنم یا تو رفته ای و با بهانه ها پنهان میکنی رفتنت را ؟؟؟ ببین آیا خودت نرفته ای؟


عزیزم من اگر بخواهم بروم درست میروم، برای همیشه میروم. من نمیروم که با کس دیگری باشم میروم که دیگر نباشم. میروم جایی که آن زمان که بخواهی مرا ببینی فاتحه ای کفایت کند... من درست میروم...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد