من از دوستت دارم

من از دوستت دارم

از تو سخن از به آرامی
از تو سخن از به تو گفتن
از تو سخن از به آزادی
وقتی سخن از تو می گویم  ادامه مطلب ...

در صدا کردن ِ نام ِ تو

در صدا کردن ِ نام ِ تو

یک «کجایی؟!» پنهان است

یک «کاش می‌بودی»

یک «کاش باشی»

یک «کاش نمی‌رفتی»

من نام ِ تو راحذف به قرینه‌ی ِ این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌زنم...

((از علیرضا روشن))

شعر

من نگاه تو را شعر می کنم و تو

شعر مرا نگاه می کنی

بازی عجیبی ست

شعر نگاه تو

روی قافیه های دلم می نشیند

و زبانم

این دیوانگی را می سراید

خوش شانسی و یا ...

روستا زاده پیــــر جواب داد: از کـــجا می دانید که ایـــن از خوش شانسی من بـــوده یا از بـــد شانسی ام؟ همسایه ها با تـــعجب جــــواب دادن: خــــوب معلومه که این از بد شانسیه! 
 
پیــــرمرد روستا زاده اے بود که یک پســـر و یک اسب داشت؛ روزی اسب پیرمرد فــــرار کـــرد، همه همسایه ها بـــرای دلـــداری به خـــانه پیـــرمرد آمدند و گفتند: عجـــب شـــانس بدی آوردی که اسبت فرار کرد! 
ادامه مطلب ...

داستان مدیریتی

یک روزمسئول فروش، منشی دفتر و مدیرشرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند. ناگهان چراغ جادویی روی زمین پیداکرده، آن را لمس می کنند و   ادامه مطلب ...

دوستی

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.

خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند ... 

ادامه مطلب ...

شب قدر

تقدیری سراسر خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی، سعادت دنیا و آخرت

توشه شب قدرتان باد.

دوری

چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!
چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم!

زندگی..


زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست انقدر سیر بخند تا که ندانی غم چیست.....


زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست انقدر سیر بخند تا که ندانی غم چیست.....

تنهایی

 

وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک  "به من چه " پاسخ میگیری...

 

به " کسی چه"  که چقدر تنهایی ؟

 

جملات زیبا

آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛

برای آنها تنها نشانه ی حیات؛

بخار گرم نفس هایشان است!

کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی!

از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز...؟  ادامه مطلب ...

سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس بیادماندی بد. راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه. شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره، اونم بزحمت!

استاد پرسید:  ادامه مطلب ...

شعر

اگر دیوانگی نیست،

پس چیست؟!...

اینکه در این دنیای به این بزرگی

دلت فقط هوای یک نفر را می کند...!!!

تصنیف شب انتظار با صدای داریوش رفیعی

شب به گلستان تنها، منتظرت بودم
باده ناکامی در، هجر تو پیمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم

آن شب جان‌فرسا من، بی تو نیاسودم 

ادامه مطلب ...