من از دوستت دارم
از تو سخن از به آرامی
از
تو سخن از به تو گفتن
از
تو سخن از به آزادی
وقتی
سخن از تو می گویم
ادامه مطلب ...
در صدا کردن ِ نام ِ تو
یک «کجایی؟!» پنهان است
یک «کاش میبودی»
یک «کاش باشی»
یک «کاش نمیرفتی»
من نام ِ تو راحذف به قرینهی ِ این همه دلتنگی و پرسش صدا میزنم...
((از علیرضا روشن))
من نگاه تو را شعر می کنم و تو
شعر مرا نگاه می کنی
بازی عجیبی ست
شعر نگاه تو
روی قافیه های دلم می نشیند
و زبانم
این دیوانگی را می سراید
یک روزمسئول فروش، منشی دفتر و مدیرشرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند. ناگهان چراغ جادویی روی زمین پیداکرده، آن را لمس می کنند و ادامه مطلب ...
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند ...
ادامه مطلب ...چه بیتابانه میخواهمت ای دوریات آزمونِ تلخِ زندهبهگوری!
چه بیتابانه تو را طلب میکنم!
آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛
برای آنها تنها نشانه ی حیات؛
بخار گرم نفس هایشان است!
کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی!
از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز...؟ ادامه مطلب ...
استاد پرسید: ادامه مطلب ...
پس چیست؟!...
اینکه در این دنیای به این بزرگی
دلت فقط هوای یک نفر را می کند...!!!
شب به
گلستان تنها، منتظرت بودم
باده ناکامی در، هجر تو پیمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
آن شب جانفرسا من، بی تو نیاسودم
ادامه مطلب ...