تا حالا کجاها تنها رفتی و چشم به راه کسی بودی؟
مثلا تنهایی بروی یک کافه، یک میز دو نفره نزدیک به ورودی را انتخاب کنی؛ بنشینی و به صندلی خالی که روبه رویت است زل بزنی. گاهی هم زیر چشمی به در ورودی نگاهی بیندازی. حتی میتوانی برای صندلی روبه رویت سفارش هم بدهی. ادامه مطلب ...
بگذار با تو نجوا کنم و بدون آنکه سکوت ثانیه ها را بشکنم روی شانه های مهربان تو گریه کنم.
چشم در چشم عکس نازنینت که می شوم سوزش قلبم را حس می کنم... ادامه مطلب ...
پسرک از پیامهای هرشب رفیقش خسته شده بود...یک شب بدون باز کردن پیام، گوشی رو زیر بالش گذاشت و خوابید.
صبح مادر رفیقش زنگ زد و گفت پسرم: رفیقت مرده... پسرک سریع رفت سراغ پیام دیشب که نوشته بود:
داداشم!تصادف کزدم به زور خودمو رسوندم جلو درتون دارم میمیرم...
بیا واسه آخرین بار ببینمت...
آن که سودا زده چشم تو بوده است منم
و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
من دلم تنگ می شود
برای تو
برای هرآنچه که تکانم می دهد
تـــــا تــامل خـــویش
بـــــــرای خاطراتمان
چیزهایی که تو، توهم می خوانیشان
دلــم کــه تنـــگ می شــود
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود ، گر نشود
حرفی نیست
اما
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست !
(سهراب سپهری)
من چیز زیادی از دست ندادم با رفتنت! کمی دلم شکست، شب ها گریه کردم یادگارش سردرد هر شبم شد. یکم از آرام زندگی کردن فاصله گرفتم. چیز زیادی نشده فقط کمی نفس کم دارم همین! باور کن! تو بیشتر از من باختی! تو عاشق ترین و صادق ترین قلب دنیا را باختی! هیچ کس به اندازه ی من عاشقت نمی شود مطمئن باش... باور کن!
خرمایى
بخورم…!
فاتحه اى بخونم برای روحم…!
شادیش ارزانى آنهایى که،
رفتنم را لحظه شمارى میکردند…!
عاقبت
همهی ما
زیر
ِ این خاک
آرام
خواهیم گرفت
ما
که روی ِ آن
دمی
به همدیگر
مجال
آرامش ندادیم!
آنا آخماتووا
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم